فشار آخرین (دورترین) قطرهچکان را حدس میزند، سپس خط انرژی را بخش به بخش به سمت تامین بازمیگرداند و در این مسیر تلفات اصطکاکی و موضعی را میافزاید. تراز و هد سرعت در هر گره کم میشود تا فشار واقعی در آنجا گزارش شود. فشار حدسی انتهای دور (با روش دوبخشی) تنظیم میشود تا فشار تامین موردنیاز محاسبهشده با فشار تامین واردشده برابر شود — همان مسئله حلقهبستهای که حلکننده جریان لوله در ماشینحساب جریان لوله Manning به آن میپردازد، با این تفاوت که در اینجا به یک شبکه شاخهای بسط داده شده است.
بخشهای خط اصلی در برابر جانبی
هر ردیف یک بخش در طول تنها مسیر هیدرولیکی بدترین حالت (مسیر آزمایش) از تامین تا آخرین قطرهچکان است. یک بخش خط اصلی فقط جریان را به جانبیهای خارج از مسیر آزمایش منتقل میکند، بنابراین برداشت آن یک ضرب ساده است (دبی طراحی × تعداد کل قطرهچکانهای آن بخش) — بدون حساسیت به فشار موضعی. خط اصلی یک لوله تنه مشترک است، بنابراین بخشی از خط اصلی که به جانبی آزمایش میرسد باید نهتنها جانبیهای بین دو انتهای خودش، بلکه هر جانبی دیگری که پایینتر در امتداد خط اصلی از آن نقطه قرار دارد یا در همان اتصال مشترک است (مانند جانبی سمت مقابل) را نیز شامل شود — جریان آنها پیش از انشعاب از همین بخش عبور میکند، صرفنظر از اینکه در جای دیگری این جدول ظاهر شوند یا نه. یک بخش جانبی، قسمتی از خودِ جانبی آزمایش است: تخلیه قطرهچکان از روی فشار واقعی محلی با q = k·Hx محاسبه میشود و تلفات اصطکاکی با ضریب F(n) کریستیانسن کاهش مییابد تا کاهش جریان ناشی از برداشت آب هر قطرهچکان در آن بخش را لحاظ کند.
محدودیتها
این ابزار یک فشار تامین ثابت (بدون منحنی پمپ)، تنها یک مسیر آزمایش (نه کل مزرعه)، و یک منحنی قطرهچکان دو-پارامتری (توان را نزدیک 0 تنظیم کنید تا قطرهچکان جبرانکننده فشار تقریب زده شود) را مدل میکند. دو نسبت یکنواختی متفاوت، عمداً جدا از هم گزارش میشوند: qlast/qavg,field تقریبی از یکنواختی توزیع استاندارد ربع پایین (میانگین گروه پایین ÷ میانگین کل جامعه) است؛ اما این از یک نمونه کوچک مدلشده و اصلاحی برآوردشده توسط کاربر بهدست میآید، نه از نمونه آماری استاندارد کل مزرعه. همچنین، جانبی آزمایش عمداً بدترین حالت فرض شده است، بنابراین میانگین خام و اصلاحنشده آن، میانگین واقعی مزرعه را کمتر از واقع نشان میدهد و یکنواختی را بهتر از آنچه هست جلوه میدهد؛ ورودی اختلاف فشار دقیقاً برای جبران این اریبی وجود دارد. مقادیر یکنواختی برابر یا بیشتر از 1 همچنان ممکن است: تنها به این معناست که فشار آخرین قطرهچکان برابر یا بالاتر از میانگین برآوردی مزرعه است، پس قطرهچکان دیگری نقطه کمترین فشار است. این میتواند به این دلیل باشد که آخرین قطرهچکان در زمین پستتری قرار دارد یا برآورد اختلاف فشار خیلی کوچک است. qlast/qdesign بررسی دیگری، غیرمرتبط با یکنواختی، در برابر دبی نامی سازنده است — برای شناسایی فشار بیشازحد یا کمتر از حد سیستم بهطور کلی مفید است، اما بررسی جداگانهای است که باید در کنار عدد یکنواختی خوانده شود، زیرا دبی طراحی/نامی مستقل از میانگین واقعی فشار کارکرد سیستم است.
مرجع
Christiansen, J.E. (1942). “Irrigation by sprinkling.” California Agricultural Experiment Station Bulletin 670. استانداردهای ASAE/ASABE برای طراحی آبیاری قطرهای از همین روش تلفات اصطکاکی چندخروجی استفاده میکنند.
طراحی کاربرد
نرخ کاربرد و جریان سیستم/ناحیه از دبی متوسط برآوردشده قطرهچکان در مزرعه (qavg,field — میانگین خودِ جانبی آزمایش که با برآورد اختلاف فشار واردشده اصلاح شده) استفاده میکنند، نه از نرخی حدسی: PR = qavg,field / Ae، که با مقدار اصلاحشده مدل تغذیه میشود. فاصلهگذاری و تعداد جانبی/قطرهچکان در کل سیستم، ورودیهای جداگانهای در اینجا هستند، زیرا مسیر آزمایش فقط یک شاخه بدترینحالت را مدل میکند، نه هر جانبی موجود در مزرعه را.